برگرفته از تارنماي شاهنامه و ايران
از ميان جشن هاي ايراني مي توان از اسفندگان نام برد. اسپندگان يا جشن اسفند (به گويش کنوني ما ايرانيان) ، اسپندارمز
(به زبان پهلوي) و اسپنتا آرميتي (به زبان اوستايي) مي باشد که هنگام برابر شدن نام اسپند (اسفند) روز با اسپند ماه در سال شمار کهن ايراني برگزار ميشده است. اين روز پس از اين که ايرانيان 6 ماه نخست سال را 31 روز (به جاي 30 روز) بر شمردند، جا به جا شد و برابر با 29 بهمن ماه ايراني شد.
اسپنتا آرميتي، واژه اوستايي است که در گات ها آمده است و به چم (معني) آرامشِ افزاينده ميباشد. اين واژه در زبان پهلوي اسپندارمز شد که باز هم در همان چم است. اين نام واژه به هر روي و با هر گويشي که بيايد، نامي مادينه (مونث) است.
اسپنتا آرميتي که در گاتها آرامش افزاينده است، چون نام واژهايي مادينه بود فرشته زمين يا مادر زمين خوانده شد.
بنابر همين باور، از اسپندگان يا جشن اسپند به نام جشن مهرورزي و مهرباني و عشق نيز ميتوانند برده نام باشند.
در نوشته هاي پيشينيان و از آن ميان ابوريحان بيروني، از اين جشن نام برده شده و آن را جشن مزدبگيران نيز ناميده اند.
اين روز مزدبگيران را گاه تنها روز 5 اسفند خواندهاند و گاه روزهاي پنجم هر ماه را. در اين روز بانوان و دوشيزه گان سروري داشته اند و ديگر هموندان خانواده به آنان پيشکش ميدادهاند.
ناگفته نگزارم ما کوله باري از فرهنگي جشن دوست و غم گريز را بر پشت داريم. جشن هايي که در بسياري از کوره راه هاي تاريخي، دست ابزار نبرد ما براي برون رفتن از دشواري ها بوده اند. بر اين پايه و با آگاهي از اين که پيشينيان ما در بيش از دو سوم روزهاي سال يا جشن داشته اند يا جشن روز پيشتر را پشت سر مي گزاشته اند و يا در تهيه جشن فردايشان بوده اند پي به ارزش جشن و شادي در فرهنگ پر بار خود خواهيم برد و بنا بر همين باور از هر جشني که از هر کجاي گيتي بيايد و شادي را به دل هاي مردمان راه بدهد، پيش باز خواهيم کرد اما پيش از آن جشن هاي خود را برگزار مي کنيم.
زيرا هنگامي که فرهنگ خود را شناختيم، خوبي هاي آن را در يافتيم و بدان بها داديم، مي توانيم به فرهنگ پروري خود بباليم.
به اميد خجستگي و شادي براي همگان و بويژه بانوان در اسفندگان